سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
30
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
نمايند از اينرو پس از تقسيم پولهاى نقد بين خود مقدارى طلب از ديگران داشتند از باب مثال 1000 تومان از خالد و 1000 تومان ديگر از بكر طلبكار بودند در اينجا زيد به عمرو مىگويد با تو صلح مىكنم كه 1000 توان خالد از آن من بوده و 1000 تومان بكر متعلّق به تو باشد اگر عمور نيز راضى باشد اين صلح صحيح واقع شده و قهرا دين تقسيم مىگردد . متن : و يصح بيعه به حال و إن لم يقبض من المديون و غيره ، حالا كان الدين ، أم مؤجلا ، و لا يمنع تعذر قبضه حال البيع من صحته لأن الشرط إمكانه في الجملة لا حالة البيع ، و لا فرق في بيعه بالحال بين كونه مشخصا ، و مضمونا على الأقوى ، للأصل ، و عدم صدق اسم الدين عليه ، لا بمؤجل . شرح فارسى : مرحوم مصنف مىفرماين : دين را بمال نقد مىتوان فروخت نه بمال مدّتدار . شارح ( ره ) مىفرماين : اينكه مرحوم مصنف فرمود فروش دين به مال نقد جايز و صحيح است فرقى نمىكند مال نقد قبض بشود يا قبض نگردد ، دين را به مديون بفروشند يا به ديگرى ، زمان پرداخت دين فرارسيده باشد يا هنوز باقى و مؤجل باشد . سپس مىفرماين : در صحّت بيع نامبرده اين امر مانع نيست كه در حين و زمان وقوع معامله قبض و دريافت دين متعذر مىباشد زيرا شرط صحّت اجمالا امكان قبض است چه در وقت بيع بوده و چه بعد از آن و